وقتی دنیا روی سرِ کسی آوار میشود، صدایش بلند میشود!
تا حالا برایتان پیش آمده که در یک گفتگویِ آرام، ناگهان کسی با لحنی تند یا حتی بیادبانه، تمامِ تمرکزِ جمع را به هم بزند؟ در آن لحظه، اولین واکنشِ طبیعیِ ما معمولاً گارد گرفتن، عصبانی شدن و یا حتی فکر کردن به ترکِ گروه است. اما بیایید برای چند لحظه مکث کنیم.
یک حقیقتِ پنهان:
وقتی کسی بیدلیل تندخو میشود، اغلب دارد با بحرانهای درونی خودش میجنگد. شلیکهای او به سمت شما نیست؛ او فقط زیر بارِ ترکشهای زندگیاش فریاد میزند.
در روانشناسی به این موقعیت، «گسست شناختی» میگوییم؛ حالتی که در آن فرد از شدتِ فشارِ روانی، توانِ پردازشِ منطقیِ رفتارِ خودش را از دست میدهد. وقتی کسی در اتاقِ ذهنیاش آتشسوزی به پا شده، انتظارِ آرامش داشتن از او، مثلِ گلایه کردن از کسی است که در حالِ غرق شدن است و دستوپای اضافی میزند!
چطور در این لحظات «رهبر» باقی بمانیم؟
۱. مکثِ ۵ ثانیهای (معجزهٔ خونسردی):
قبل از اینکه انگشتتان روی کیبورد برود تا پاسخِ تندی بنویسید، ۵ ثانیه صبر کنید. در این ۵ ثانیه از خودتان بپرسید: «آیا این حمله به من است یا فریادِ کمکِ او؟» این مکث، مرزِ بینِ یک «جنگ» و یک «گفتگو» است.
۲. تغییرِ فریم (Re-framing):
به جایِ تمرکز بر محتوایِ تندِ حرفهایش، بر «موقعیتِ» او تمرکز کنید. به جایِ دفاع، همدلی کنید. مثلاً: «میبینم که این روزها فشارِ زیادی روی همهمان هست و کاملاً درک میکنم که شاید شرایط برایت کلافهکننده شده باشد.»
۳. پناهگاهِ امن بسازید:
گروههای ما فقط برای تبادل اطلاعات نیستند؛ پناهگاهی برای آرامشِ فکری هستند. اگر شما به عنوانِ مدیر، آرامشِ خود را حفظ کنید، ناخودآگاه محیط را به تعادل برمیگردانید.
سخنِ آخر:
ما نمیتوانیم دنیایِ بیرون را کنترل کنیم؛ نمیتوانیم جلویِ بارانِ اتفاقاتِ ناگوار را بگیریم. اما میتوانیم تصمیم بگیریم در این هیاهو، فنجانِ چایِ خودمان را برداریم، کمی آرام بگیریم و به جایِ اضافه کردن به آتش، منبعی از صلح باشیم.
امیدوارم این نگاه، به شما کمک کند تا در تمامِ تعاملاتِ شخصی و کاریتان، با قدرتِ همدلی پیش بروید. اگر تجربهای در مدیریتِ این لحظات دارید، خوشحال میشوم در کامنتها برایم بنویسید.
ارادتمند شما،
محسن گلشن نژاد

